چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥
محمد کیاسالار
چشمــــمان بود به آييـــنه و آييـــنه شكستگفته بودند بزرگان كه حقيقت تلــــــــخ استآدم از تلخـــــي اين تجــــــربه ها مي فهـــمدكه به زيبـــــــايي آييــــــــنه نبايد دل بســــتناگــــــزيرم كه به اين فاجـــــــــــعه اقرار كنم:خوابـــــهايي كه نديدم، به حقيقت پيــوستكاري از دست دل سوخته ام ساخته نيستقسمتم دربدري بود همين است كه هستدر دلــــــم هر چه در و پنجــــره ديدم بستمراه را بر هــمه چيز و هــمه كـــس بايد بستچمــــــدان بسته ام و عازم خــــلوت شده امغـزل و
خلوت و
ســـيگار و...
خدايي هم هست
¤ نوشته شده توسط ٩:٢۱ ق.ظ در ساعت امیر
پيام هاي ديگران ()
چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥
¤ نوشته شده توسط ۳:٤٢ ب.ظ در ساعت امیر
دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٥
ياد آن كودك در خاطره ها خفته بخير
دو سه ده سال كه از عمر گذشت
آينه بانگ زند
اي جوان پير شدي
قلهي عمر گذشت
با خبر باش كه از قله سرازير شدي
(هر چي زور ميزنم اينو كجا شنيدم يادم نمياد)
¤ نوشته شده توسط ۱٠:۳٢ ق.ظ در ساعت امیر
شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۳
به طرب حمل مکن سرخی رويم که چو جام
خون دل عکس برون می دهــد از رخســارم!
به قبرت نور بباره حافظ!
¤ نوشته شده توسط ۱٠:۳٩ ق.ظ در ساعت امیر
چهارشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸۳
مــرا به هيچ بدادی و من هنوز بر آنــــم
كه از وجود تو مويی به عالمی نفروشم
خدا بيامرزه جناب سعدی رو
¤ نوشته شده توسط ۱:٥٤ ب.ظ در ساعت امیر
شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٢
ما را نه دلی هست كه كار آيد از او
جز ناله كه هر دمی هـــزار آيـد از او
چندان گِـريم كه كوچه ها گِل گردند
نی رويد و ناله های زار آيـــــــد از او
¤ نوشته شده توسط ۱٢:٢٦ ب.ظ در ساعت امیر
چهارشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٢
گرچه می دانم قسم خوردن به جانت خوب نيست
هـــــم به جان تو كه يادم نيست سوگنـــدی دگــر
¤ نوشته شده توسط ٢:۳٦ ب.ظ در ساعت امیر
شنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٢
گفته اند:
بهشت زير پای...
اصلا گفتن يه جمله كه مقدمه چينی نميخواد:
دلـــم برات تنگ شده!
¤ نوشته شده توسط ۳:٠۸ ب.ظ در ساعت امیر
سهشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٢
اينجا چقدر خوبه!
خيلی «برای دلــم» تره!
¤ نوشته شده توسط ۱٠:٢٦ ق.ظ در ساعت امیر
شنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٢
گفته بود:
دل چو خالی شود از مهر به دورش انــداز
مرده هر چند عزيز است نگه نتوان داشت
¤ نوشته شده توسط ۱٠:٤٦ ق.ظ در ساعت امیر
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]
برای دلـــم
تعداد بازبين كننده